تو حال وهوای سالهای قبل انقلاب و موقع تبلیغ باطری(قوه) گربه نشان ...فریمان غیرتمند و جوانان تیز هوش و قوی پنجه ... یک اتومبیل با تعدادی خارجی (گردشگر) ...البته حضور توریست در بلوار چیزی عادی بود .ولی اینها به محله ما امده بودند.. جلوی خانه حاجی دلدار و حاجی اعتباری ... چند قدمی منزل اسکندری ها ...و ما متعجب از هیکل و رنگ مو ها و چهره ...

شنیدیم این یانکی ها با پهلوان های فریمانی قراره کشتی بگیرند ...با برادرم رضا (شهید) به مدرسه خسروانی(طالقانی ) کنونی رفتیم.

راستی فریمان در کشتی چوخه و ورزش باستانی سابقه درخشانی داشت ...

 جوان ها از کشتی فرنگی هم استقبال می کردند.

کشتی شروع شد و با ضربه فنی شدن هر امریکایی صدای شادی مردم به هوا برمی خواست ...کشتی گیرای ان زمان در پیش چشم من و وسایر جمع حضار درسی به امریکایی های مغرور دادند که بایست فیلم ساخت و به گودرزی نشان داد .

می گویید زورم به امریکایی نرسد ...چطور قهرمانان امریکایی در فریمان همگی خاک شدند