چگونگی شکل گیری جلگه های سواحل شمالی و جنوبی ایران

چگونگی شکل گیری و تحول جلگه خزر

مطالعات لزره نگاری در ناحیه گرگان نشان داده اند که جنس سنگ ها در زیر گرگان از نوع سنگهای شیستی است و روی آن را لایه های آبرفتی با ضخامت زیاد می پوشاند.(هوبر 1957) جنس سنگ بستر جلگه گرگان را از تشکیلات قبل از میوسن می داند که توسط رسوبهای جدید دریای خزر پوشیده شده اند.

همچنین پیلگر نیز عقیده دارد که سواحل پست دریای خزر از نظر زمین ساختی جزء منطقه خارجی ایران است و در آن رسوبگذاری در حال فرو رو صورت گرفته است. (اونق 1369)

با توجه به مطالب فوق و ویژگی های روسوبهای ساحلی چنین تصور می شود که جلگه کنونی ایران در ساحل خزر در اویل دوران چهارم یا وجود نداشته و یا حداقل بسیار محدودتر از زمان حال بوده است. پس از استقلال و تثبیت نسبی این چاله به عنوان سطح پایه رودخانه های مجاور عوامل فرسایش آبهای روان از اواخر دوران سوم تا زمان حال، رسوبهای تخریبی و شستشو ساخته حوضه آبگیر خود را به تدریج در آن انباشته و در طول زمان جلگه کنونی را بوجود آورده اند.

هر چند آبرفت گذاری رودخانه ها در ساحل دریاها از عوامل اصلی و عمده شکل گیری جلگه ها محسوب می شوند لیکن در توسعه جلگه شمال کشور و بویژه تفاوت در محدودیت و یا گسترش آن ها عوامل دیگری نیز دخالت داشته اند. اهم آن ها عبارتند از:

الف: فرونشینی کف گودال جنوبی خزر

از مسائل زمین ساختی ناحیه شمال، فرونشینی کف گودال خزر درمقابل دیواره کوهستانی جنوبی آن است این فرونشینی در امتداد سه خط شکستگی مهم به نامهای گسل خزر، گسل لاهیجان و گسل آستارا صورت می گیرد. پایین قرار گرفتن سطح آب دریاچه خزر نسبت به سطح آزاد آبها تا 26- متر نتیجه این فرایند می باشد. تا زمانی که دریاچه خزر از طریق دریای سیاه با دریاهای آزاد در ارتباط بوده و فرونشینی کف خزر تأثیری در پایین رفتن سطح آب نداشته است. ولی از زمانیکه حوضه به صورت بسته و مستقل درآمد با فرونشینی کف آن و تبخیر شدید (به ویژه در خلیج قره بغاز) سطح آب دریاچه خزر به طور محسوسی پایین رفته و در نتیجه عقب نشینی پیدا کرده است. با عقب نشینی سطح آب، آبرفت های ته نشین شده درسواحل جنوبی آن به تدریج به صورت جلگه سر از آب درآورده اند. به عقیده زمین شناسان به علت باز شدگی کف دریای سرخ و فشاری که متعاقب آن پلاتفرم عربستان به سرزمین ایران وارد می آورد. آهنگ فرونشینی کف خرز همچنان ادامه دارد و در نتیجه توسعه جلگه شمال کشور نیز همچنان ادامه خواهد داشت.

ب- میزان آب رودخانه ها

نقشه پراکندگی جلگه های سواحلی دریای خزر وسیع ترین بخش جلگه کناری را در دهانه رودهای بزرگ همچون سفید رود گرگان رود و هراز نشان می دهد. این رودخانه ها یا مانند هراز حوضه آبگیر توسعه یافته ای در ناحیه کوهستانی دارند و یا مانند سفید رود وسعت زیادی از ناحیه داخلی فلات را زهکشی می کنند. حجم آب زیاد این رودخانه ها، قدرت کاوشی آن ها را در ناحیه کوهستانی افزایش داده و در نتیجه آبرفت های بیشتری به سوی سطح پایه انتقال داده اند. برعکس جلگه باریک در جاهایی بوجود آمده اند که یا رودهای کوچکی با حوضه آبریز محدود جریان دارند یا در فاصله های طولانی رودی در آنها دیده نمی شود. ( مازندران غربی- ناحیه تالش )

ج- میزان مقاومت سنگ ها

نقش این عوامل به ویژه در توسعه قسمتی از جلگه شمال از آمل تا گرگان کاملاً مشهود است. در این فاصله بخشی از رسوب های چین خورده دامنه های شمالی البرز از رسوب های مولاسی جوان ( نئوژن ) می باشند. تپه های پوشیده از جنگل اطراف قائم شهر، ساری و بهشهر از این رسوب ها ساخته شده اند به علت کمی مقاومت این رسوب ها در مقابل سنگ های سخت دوران دوم، فرسایش آب ها با سرعت بیشتری آن ها را سائیده و مواد حاصل را در بخش ساحلی تخلیه نموده اند. ته نشست زیاد این آبرفت ها نهایتاً به توسعه جلگه در این ناحیه انجامیده است. در حالی که در اطراف چالوس تا رامسر زمین های سخت کرتاسه برونزد دارند و مقاومت نسبی این سنگ ها در مقابل فرسایش محدودیت جلگه را سبب شده است.

د- نقش نوارهای ماسه ساحلی

علاوه بر آبرفت ها، ماسه های دریایی نیز در توسعه جلگه ساحلی نقش قابل توجهی داشته اند این ماسه ها حاصل برگشت آبرفت های ریزدانه به وسیله امواج هستند که به صورت باندها یا نوارهایی در ساحل باقی مانده اند. به تدریج که دریا عقب نشینی داشته. این باندها ضمیمه خشکی شده و توسعه آن را سبب شده اند. مثلاً مطالعات کوثری (1367) نشان داده که شبه جزیره انزلی از به هم پیوستن چهار باند ماسه ای بزرگ بوجود آمده است مشاهده عکسهای هوایی قدیمی، نقش این عامل در توسعه جلگه در سراسر ساحل خزر را به خوبی نشان می دهد.

ه- ساختمان زمین شناسی

نقش این عامل، گسترش جلگه گرگان را توجیه می کند، همان طور که در ابتدای این بحث نیز اشاره شد. زیر ساخته جلگه گرگان در اصل ادامه کف دریای خزر است و در روی آن رسوب های دوران های مختلف زمین شناسی تقریباً به صورت افقی برجای نهاده شده اند. لذا همواری و گسترش این جلگه در اساس متکی بر ساختمان افقی و زیر بنای آنست. در طول کداترز عوامل

فرسایش بخصوص آب های روان. آبرفت های خود را روی این زیر بنا نهاده و ساختمان آن را تکمیل نموده اند.

- چگونگی پیدایش و عوامل موثر در توسعه جلگه خلیج فارس

جلگه های ایران در کناره خلیج فارس یا براثر دخالت ساختمان زمین ساخت (جلگه خوزستان) و یا اختلاف ساختمان زمین شناسی (سایر جلگه ها ) بنیان نهاده شده اند. از طریق مطالعه عکس های هوایی و نقشه های توپوگرافی، عامل دیگری در توسعه جلگه ها هویدا می شود. تقریباً همه جا در خط ساحلی در محل پیوستن رودها به دریا توسعه چشمگیر جلگه ها مشهود است. کمی عمق خلیج فارس و تراکم باندهای ماسه ای را نیز باید عوامل موثر در توسعه جلگه در بعضی نقاط به حساب آورد. ذیلاً نقش هر عامل در توسعه یا محدودیت جلگه های خلیج فارس مورد بررسی قرار می گیرند.

الف- نقش ساختمان زمین ساخت

جلگه خوزستان بر سطح ساختمان زاگرس چین نخورده و صفحه عربستان توسعه یافته است. مرز این دو واحد را در سطح زمین، برجستگی های کم ارتفاع اطراف اهواز تعیین کرده است. ساختمان چین خورده و رورانده این برجستگی ها با روند شمال غربی- جنوب شرقی در حقیقت نخستین طاقدیس زاگرس محسوب می شود. بنابراین ساختمان جلگه خوزستان در مقیاس وسیع ساده و در برخورد با زاگرس نیز دارای چین های بسیار ملایم و باز می باشد. به طوری که حتی بدون در نظر گرفتن عامل فرسایش، زیربنای جلگه خوزستان تشکیل سرزمین تقریباً همواری داده است. آب های روان مواد حاصل از فرسایش کوه های زاگرس را در سطح چنین ساختمانی متراکم نموده و شکل کنونی را به آن بخشیده است. وسعت زیاد و شکل یکنواخت جلگه خوزستان نیز در اصل تابع ساختمان ساده و هموار آن می باشد. در این محدوده تنها برآمدگی های کم ارتفاع اطراف اهواز شکل یک نواخت آن را به هم زده است.

ب- اختلاف ساختمان زمین شناسی

از هندیجان به سمت جنوب شرقی به تدریج یک نواختی جلگه ساحلی به هم خورده و شکل آن تغییر می یابد در این محدوده توسعه یا محدودیت جلگه ها را در درجه اول ساختمان چین خورده زاگرس تعیین کرده است. در نقاطی که ساختمان زاگرس با چین های ملایم و باز تا خط ساحلی امتداد توسعه جلگه چشمگیر بوده است. (جلگه بوشهر) در غیر این صورت نوار ساحلی یا از فرسایش مستقیم دامنه طاقدیس ها شکل گرفته (مغرب خور) یا از نفوذ آب خلیج فارس بر روی چاله های ناودیس از طریق فرود محوری فرسایش یافته طاقدیس ها بنا شده اند. (چارک، کنگان) طبعاً هر کجا سنگ های سست در ساختمان طاقدیس ها شرکت داشته از برخورد امواج یا دامنه ها. بخش عظیمی از کوهها از بین رفته و نوار ساحلی عرض قابلت توجهی یافته اند. در این گونه موارد بعضاً ناودیس های قسمت پسکرانه در مجاورت ساحل قرار گرفته و بدین ترتیب با گاستوش آبرفت ها در چاله ها گسترش عرضی جلگه را سبب شده است. ولی هر جا لایه های نسبتاً مقاوم تر در ساختمان طاقدیس ها شرکت داشته عرض جلگه به حداقل رسیده است. (مغرب چارک)

ج- نفش عمق خلیج فارس

مسلماً میزان گودی دریا در کناره می تواند به صورت عامل مثبت یا منفی در توسعه یا محدودیت جلگه ها موثر باشد. کمی عمق خلیج فارس در سواحل خوزستان یکی از عوامل موثر در توسعه این جلگه بوده است. برعکس یکی از عوامل محدودیت جلگه در شمال تنگه به خاطر افزایش عمق آب در این محدوده می باشد. عمق خلیج فارس در منطقه ساحلی بین 18 تا 20 متر و در ساحل خوزستان تا مسافت زیادی کمتر از 10 متر است بدیهی است در چنین شرایطی، تراکم آبرفت به سرعت منجربه توسعه جلگه می گردد. به ویژه این که جریان های بزرگی مانند اروند رود، کارون و... در این منطقه وارد خیلیج فارس می شوند و همه ساله رسوب های زیادی در بستر کم عمق خلیج فارس متراکم می سازند. در حال حاضر نیز گاهی تراکم آبرفت ها آنچنان کف خلیج فارس را در سواحل بالا آورده که به طور طبیعی جز وسیله قایقهای کوچک امکان دسترسی به ساحل از طریق خلیج فارس وجود ندارد.

د- نقش رودها

اصولاً جلگه ها از آبرفت رودها در ساحل آب ها پدید می آیند از این رو پیدایش جلگه خلیج فارس در کناره های ایران را در اصل باید حاصل فعالیت رودهایی دانست که از این سمت به آن وارد می شوند. براین اساس هر اندازه حوضه آبگیر رودی وسیعتر، میزان آب آن بیشتر و ساختمان سنگ شناسی پسکرانه تأثیر پذیرتر باشند. گسترش جلگه زیادتر خواهد بود. تقریباً در تمام نقشه های توپوگرافی در دهانه رودهایی که به خلیج فارس می ریزند پیشرفتگی جلگه به روشنی دیده می شوند. بنابراین اگر چه عرض زیاد جلگه های خوزستان و بوشهر را ساختمان زمین زیربنای آن ها تعیین کرده است ولی نقش رودهای کارون، دز، کرخه، جراحی و... در توسعه جلگه خوزستان و رودهای دالکی و مند در توسعه جلگه بوشهر غیر قابل انکار می باشد. به دلیل گسترش رسوب هی ریزدانه وسست در ساختمان زاگرس و برخورداری رودهای این حوضه از طغیان های فصلی، پیشروی آبرفت ها در خلیج فارس و ایجاد زمین های جدید، حتی در زمان های تاریخی به سرعت انجام گرفته است. به همین دلیل بیشتر بندرهای پیشین امروزه کیلومترها از دریا به دور افتاده اند طبق محاسباتی اراضی کرانه های شمالی خلیج فارس در جلگه خوزستان و بین النهرین در هر سال مربع از وسعت خلیج فارس کاسته و بر وسعت جلگه افزوده می گردد. براساس همین محاسبات در مدت سه هزار سال گذشته بیش از یکصد و پنجاه کیلومتر کرانه های خلیج فارس از سمت بین النهرین عقب نشسته است (مقدم 1373)

ه- تراکم باندهای ماسه ای

همانند جلگه ساحلی دریای خزر، تراکم باندهای ماسه ای در ساحل خلیج فارس را نیز می توان از عوامل موثر در توسعه جلگه در تمام نقاط آن به حساب آورد. نقش این عامل در تشکیل جلگه در نقاطی که هیچ رودی به خلیج فارس وارد نمی شوند به خوبی معلوم است. با مراجعه به عکس های هوایی و نقشه های توپوگرافی به خوبی می توان دید که یکی از عوارض ساحلی خلیج فارس همین باندها و زبانه های ماسه ای هستند. مسلماً با عقب نشینی آب و به هم پیوستن این باندها خشکی جدید پدید می آید که تداوم آن در طول هولوسن موجبات توسعه جلگه در این نقاط شده است. نقش این عامل در توسعه جلگه باز هم در طول خط ساحلی خوزستان بیشتر از جاهای دیگر بوده است.

برگرفته از کتاب ژئومورفولوژی ایران، دکتر محمود علایی طالقانی، نشر قومس، 1382

 

 

 

 

الف- نمایش عوارض مختلف سطح زمین در نقشه های توپوگرافی

قبل از کار با نقشه های توپوگرافی لازم است کاربر، شناخت جامعی نسبت به چگونه تشخیص دادن عوارض سطح زمین ، به کمک خطوط توپوگرافی را داشته باشد. در    همین خصوص چند عارضه مهم ؛ به کمک خطوط توپوگی رل شته خصوص چند عارضه مهم، از قبیل کوه دامنه دامنه تند عبمهم از قبیل: کوه دامنه ملایم، دامنه تند، دشت، گودال، آبراهه، یال، قله، گردنه و پرتگاه با رسم شکل تشریح می گردد.

 

1- سطح مبنا

سطح مبنا سطحی است که ارتفاع تمام نقاط اعم از کلیه پستی و بلندی ها نسبت به آن مورد سنجش قرار می گیرد.

در غالب نقشه ها معمولاً سطح متوسط آب های آزاد بین المللی ( نه دریاهای مدود مانند دریای خزر) را برای سنجش و اندازه گیری نقاط به کار می برند.

 

 1-1-نمايش کوه بر روی نقشه توپوگرافی

کوه غالباً به شکل دوایر بسته نشان داده می شوند. به این صورت که، اولین دایره ای که کوچکتر از دیگر دوایر می باشد. مربوط به قله کوه وسایر دوایر که دایره قله را احاطه می کنند. دامنه کوهمی باشد. این دوایر از سمت قله به طرف پای کوه بزرگتر می گردند و بزرگتری دایره مربوط به پای کوه می باشد. 

 2-1- دامنه ملایم و دامنه تند

دامنه های کم شیب تپه ها و کوه ها در نقشه های توپوگرافی از روی فواصل خطوط توپوگرافی آن ها، نسبت به دامنه های پر شیب متمایز می گردند. بدین صورت که فواصل منحنی های میزان، در دامنه های کم شیب، تقریباً یکسان بوده و فاصله آن ها از یکدیگرف کمی بیشتر از دامنه های پر شیب دیده می شود.

 

همچنین نوع دیگری از دامنه هم وجود دارد، که شیب آن در طول دامنه، گاهی تند و گاهی کند می شود، که به آن دامنه غیر یک نواخت گویند.

 

3-1- دشت و اراضی مسطح

اراضی دشتی بر روی نقشه های توپوگرافیف توسط فاصله بین خطوط میزان، مشخص می شوند. در یک نقشه توپوگرافی منحنی آن نسبت به بخش کوهستان بیشتر می باشد. در کویرها فواصل خطوط میزان منحنی از یکدیگر به اندازه ای زیاد می شود که حتی خطوط میزان فرعی (خطوط 10 متری) هم قابل نمایش می باشند. 

 4-1 گودال

 نمایش گودال، بر روی نقشه های، ظاهراً شبیه به منحنی های میزان کوهستان می باشد، با این تفاوت که ارتفاعات، برعکس می گردد.

5-1 یال و آبراهه

 یال و آبراهه از نظر شکل خطوط منحنی میزان شبیه به هم می باشد و تنها از روی ارتفاع خطوط میزان مشخص می گردند هر چند در نقشه های توپوگرافی، آبراهه های اصلی به رنگ آبی می باشند، ولی بسیار از آبراهه های فرعی، فاقد رنگ آبی بوده و تنها از روی ارتفاع خطوط میزان مشخص می گردند. 

برای رسیدن به یک قاعده کلیف جهت تشخیص یال و آبراهه می توان گفت: چنانچه بر روی نقشه توپوگرافی، از ارتفاع کم، به سمت ارتفاع زیاد نگاه کنیم، هر کجا خطوط میزان به شکل علامت 7 باشند نشانه یال و چنانچه به شکل 8 باشند نشانه آبراهه می باشد.

 6-1- قله، گردنه، دامنه و پرتگاه

الف) قله: شکل قله بر روی نقشه های توپوگرافی به شکل دوایر بسته بوده و کوچکترین دایره که عموماً بالاترین ارتفاع را نسبت به خطوط منحنی میزان اطراف خود دارد، قله کوه یا قله تپه نامیده می شود.

همچنین گاهی یک علامت ضربدر، درون دایره قله مشاهده می کنیم که در کنار آن یک عدد نوشته شده است و آن نشان می دهد که انتهایی ترین نقطه قله، چه ارتفاعی دارد.

ب) گردنه: هنگامی که دو قله، کنار هم قرار بگیرند، بین آن ها یک گردنه وجود دارد که در نقشه های توپوگرافی به صورت یک فاصله مشاهده می شود.

گردنه از نظر تعریف، یک منطقه نسبتاً مسطح می باشد که همیشه بین دو قله قرار دارد.

ج) دامنه: فاصله بین یال و آبراهه، دامنه نامیده می شود.

د) پرتگاه:  چنانچه خطوط توپوگرافی یک دامنه، خیلی به یکدیگر نزدیک شوند، به طوری که تقریباً روی یکدیگر قرار بگیرند، به معنی آن است که دامنه داراری شیب بینهایت بوده و به شکل دیواره و یا پرتگاه در سطح زمین مشاهده می شود.

1- ناهمواری های متقارن

2- ناهمواری های نامتقارن

3- ترکیبی از ناهمواریهای متقارن و نامقارن (ناهمواری های مرکب)

در ناهمواریهای متقارن فواصل منحنی های تراز دو دامنه شیب به یکدیگر یک خط الرأس تقریباً یکنواخت است اگر در محل تلاقی منحنی های تراز زاویه تند تشکیل شود ناهمواری را زاویه دار متقارن می خوانند. اگر محل تلاقی منحنی های تراز بخشی از یک دایره را تشکیل دهند ناهمواری ها را منحنی وار و متقارن می نامند( مثل قله دماوند)

در ناهمواری های نامتقارن فواصل منحنی های تراز دو دامنه نسبت به یک خط الرأس یکنواخت و یکسان نمی باشد. بررسی نقشه های توپوگرافی. اگر خط الرأس ها را مشخص کنیم منحنی های تراز از یکدیگر فاصله می گیرند این نوع ناهمواری ها نیز می توانند زاویه دار یا منحنی وار نامتقارن باشند. در ناهمواری های مرکب ترکیبی از وضعیت هر دو ناهمواری قبلی مشاهده می شود.

 

2- ترسیم نیم رخ توپوگرافی

نقشه یک تصویر کاملاً افقی از سطح زمین است و نگاه ما به سطح نقشه به  صورت یک دید عمودی و از بالاست. از این رو، درک پستی ها و بلندی ها برای افراد، به ویژه افراد غیر ماهر، بسیارمشکل است. نیم رخ توپوگرافی، یک  دید افقی از عوارض موجود در نقشه برای ما فراهم می سازد.

1-ابتدا، یک امتداد معینی را روی نقشه ترسیم نمائید  بهتر است، امتداد رسم شده  عمودی بر عارضه باشد. طول آن با توجه به هدف و به دلخواه می تواندانتخاب گردد.

2- یک نوار کاغذی در کنار امتداد تعیین شده قرار داده و سپس رقم ارتفاعی هر منحنی را در محل برخورد با لبه ی کاغذ روی آن بنویسید

3- یک محور مختصات ترسیم نمائید. محور عمودی، نشانگر فاصله افقی و محل قراردادن لبه کاغذاست.

4- سپس نوار کاغذی را در زیر محور افقی قرارداده و محل نقاط ارتفاعی را

 

 

- مقیاس ارتفاعی نیم رخ

در پاره ای موارد از جمله در نقاط کم شیب،برای این که عارضه در نیم رخ، نمود بهتری

داشته باشد، بهتر است در مقیاس ارتفاعی مبالغه صورت پذیرد. به عبارتی، در سطوح کم

عارضه، چنانچه بخواهیم نیم رخ را هم مقیاس با نقشه ترسیم نماییم، امکان دارد به طور برجسته و خوب نمایش داده نشوند.

- تهیه نیم رخ از مسیررودخانه ها

یکی از زمینه های کاربردی نیم رخ،ترسیم نیم رخ آبراهه در حوضه های آبخیز است. همچنین در نقشه های زمین شناسی یا ژئومورفولوژی، نیم رخ هارا به صورت منحنی و یا شکسته ترسیم می نمایند. اصول ترسیم می نمایند.

اصول ترسیم با روش ذکر شده یکسان است. فقط باید لبه ی نوارکاغذی همزمان با انحنای مسیر نیم رخ حرکت داده شود و ارتفاع منحنی ها به صورت تکه تکه برداشت گردد.

- اندازه گیری فاصله از روی نیم رخ نقشه، تصویر افقی است، بنابراین فاصله ها و مسافت ها را در یک انتداد کاملاً افقی به دست می دهد، چناچه بخواهیم فاصله دو نقطه را در راستای توپوگرافی منطقه اندازه گیری نماییم، ساده ترین روش، ترسیم یک نیم رخ از آن مسیر در مقیاس ارتفاعی واقعی است و سپس اندازه گیری طول منحنی نیم رخ با استفاده از دستگاه کورویمتر و سایر روشهای اندازه گیری فاصله است.

- نکات قابل اهمیت در ترسیم نیم رخ در انتقال نقاط به لبه کاغذ، در سطوح که شیب یک نواخت و به عبارتی فاصله منحنی های تراز یکسان است، علامت زدن محل برخورد تمام منحنی ها به لبه ی کاغذ لازم نیست، بلکه فقط تغییر شیب ها باید علامت زده شوند.

 

- رأس قله ها و گودی خط القعرها و نیز ارتفاع

هر کدام، باید به تقریب مشخص شده و روی

نیم رخ انتقال داده شود.

- امتداد نیم رخ باید با توجه به هدف تعیین گردد. یا در شرایط عمودی باید عمود بر عارضه باشد، و بهتر است از خطوط بیشترین شیب پیروی نماید.

 

منابع و مأخذ

1- یمانی- محتبی- مبانی نقشه خوانی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، سال 1384

2- قاسمی آریان، علیرضا، کارتوگرافی در منابع طبیعی  با کاربرد در تهیه طرح، انتشارات پژوهش توس، سال 1382، چاپ اول

3- جعفری، عباس، نقشه خوانی، انتشارات سازمان جغرافیایی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، چاپ ششم

4- بهنیافر، ابوالفضل، توصیف و تفسیر نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، جزوه درس مقطع کارشناسی ارشد، آذر ماه، سال 1384

 

 

گردآورنده  :

زهره فراگردي كارشناس ارشد ژئومورفولوژي