دبستان طالقانی(خسروانی سابق)دانش آموز بودیم،هادی قایناتی و مجید قاضی زاده هاشمی(برادر محترم شهید) و چند نفر از دوستان به دانش آموزان پیشنهاد تظاهرات دادند...
و دانش آموزان کم سن و سال در محوطه مدرسه شروع کردند به شعار دادند...شب از برادرم رضا(شهید)شنیدم در دبیرستان دکتر صدیق اعلم ( شهیددکتر بهشتی کنونی)هم غوغایی بوده و حتی دبیرستانی ها در خیابان هم راهپیمایی داشته اند.
یک روز شاهد بود جمع کوچکی چماقدار با یک پارچه نوشته به خیابان آمده بودند شعارهایشان
خیلی سطح پایین بود و شنیدم
به آنان گفته بودند اراضی که در اصلاحات از سوی حکومت به زارعین داده شده را در صورت پیروزی انقلاب باز پس خواهند گرفت....شکستن شیشه کتابفروشی توحید و ضرب و شتم علی رضا براتی( جانباز متوفی)و مجید ایرانزاد ...صحنه های خشنی بود که چماقداران به نمایش گذاشتند...به منزل اخوی (شهید)استاد مطهری حمله کردند.سنگ و آجر به در و دیوارش زدند
اما چند روز بعد
تعداد بیشمار انقلابی ها از حدود (کال سیلگرد)از مشهد ها و فریمانی ها بسوی  میدان اصلی شهر و سپس بسوی شهربانی و مسجد جامع شهر براه افتاد و سید خوش سیما و مهربانی در لباس روحانیت نیز در جمع بود
یکی از آیات اعظام نیز پیشاپیش حرکت می کرد.تیر بار شهربانی روی ساختمانش نصب شده بود.مجسمه رضا شاه هنوز 
در میدان روبروی شهربانی دیده می شد.
سید والا مقام و روحانی معزز  در طول راهپیمایی با نگاه مهربانش مرا جذب خود کرده بود...کنار حرکت می کردم دستم را به گرمی فشرد ...تا مسجد جامع دستم توی دست حضرت آقا بود....مردم شعار می دادند
رکس آبادان را مسجد کرمان شاه به آتش کشید
مرگ بر شاه  
و بعد هم سخنرانی ....مدتها بعد یکی از انقلابیون فریمان (محمد نوروزی برادر محترم شهید)گفت آن  سید جلیل القدر و روحانی خوش سیما و بزرگوارکه همراهیش کردم
حضرت آیت الله  امام خامنه ای 
بوده است.
راوی:حسن صادقی یونسی