جامعه

طبیعت گردی با طعم گیلاس

اشتراک گذاری:

  • کد خبر: ۱۲۲۸
  • ۱۲ تير ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۶
  •  
  •  
  •  

طبیعت گردی با طعم گیلاس

گشتی نیم روزه در میانه راه مشهد-فریمان

عظیم زاده، سیدی| اگر عزم کرده اید آخر هفته خود را در دامن طبیعت بگذرانید، فریمان می تواند مقصد مناسبی باشد. دلیلش هم روستاهای کوچک و بزرگ و طبیعت های سرسبز و جذابی است که قدم به قدم در این محدوده وجود دارد و می توان از هر کدام از آن ها به قدر وسع ره توشه ای برداشت. مقصد ما شد «تنگل مراغه» و «چرم». همپای دکتر حسن گیاهی رئیس میراث فرهنگی شهرستان فریمان در میان این طراوت سرشار و میان خنکای آبش قدم زدیم و از ظرفیت های گردشگری این دو روستا شنیدیم.

 

جشنواره گیلاسی که برگزار نشد
روستاهای احمدآباد، هدایت آباد، چرم و مراغه به گیلاس هایش معروف است. به عبارت دقیق تر به باغ های گیلاس، آلبالو، گردو و سیب. اما از گیلاس هایش نمی شود گذشت. بیشترین حجم باغات اینجا را همین قرمزهای خوش رنگ و لعاب و البته خوش طعم پر کرده است. به لطف اهالی روستا وارد باغ هایشان می شویم. اینکه خودت دستت را دراز کنی و ببری لابه لای شاخه های پربار و افتاده گیلاس ها مزه دیگری دارد. با تمام این تفاسیر یکی از اعضای شورای روستای هدایت آباد گله دارد از اینکه می خواستند به یمن همین بار پروپیمان امسالشان جشنواره گیلاس به راه بیندازند اما سر دواندن نهاد های مختلف از جمله جهاد کشاورزی موجب می شود این اتفاق سرنگیرد . اهالی معتقدند با وجود ظرفیت های این چنینی زیادی که در این خطه و این حوالی وجود دارد، که می تواند در زمینه ایجاد شغل، خودکفا شدن روستا و کاهش هزینه ها مؤثر باشد، پشتیبانی و حمایت خاصی برای رونق گرفتن آن صورت نمی گیرد، آن هم در شرایطی که مکان هایی چون اخلمد و طرقبه و شاندیز دارد روزبه روز بیشتر از قبل از جمعیت اشباع می شود اما مکان های دیگری همچنان چشم انتظار گردشگر و مسافرند.


طبیعت جذابی که روح آدم را پالایش می کند
«تَنگَل مراغه» یک دره سرسبز است با چشمه های فراوان در انتهای روستای مراغه. واژه تنگل که قبل از مراغه قرار گرفته به معنای دره است و این سرسبزی قطعا بیشتر از هر چیزی مدیون همین رودخانه و آب فراوانی است که در دل روستا جاری است. قطعا یکی از دلایل افرادی که این نقطه را برای گشت وگذارشان انتخاب می کنند همین رودخانه خوش آبی است که در دره باریک مراغه قرار دارد. هر کسی هم که پایش به این نقطه برسد بدون تردید عزم راه رفتن در دل آب را می کند. اصلا زلالی آب وسوسه می کند انگار. خودت می مانی و خدای خودت و سکوت جذاب طبیعت و صدای ملایم آبی که همه روح و روان آدم را پالایش می کند. این راه سبز حدود یک و نیم کیلومتر ادامه دارد. در میان راه می توانید قدرت آب را ببینید. آبی که در گذر زمان با حوصله راهش را از دل سنگ ها و زیر ریشه درختان به بیرون جسته است. سنگ ها در مشت آب چون موم نرم شده و سر و شکل گرفته اند. یک جا حفره شده و جای دیگر چون دامن پر چین.


چشمه هاشان جوشان
هم مسیر می شویم با باریکه های آبی که روی زمین جاری شده است و خرده پشم هایی که آب حسابی به خوردشان رفته و حالا سنگین تر از همیشه نشسته اند کف آب. جلوتر که می رویم به سرمنشأش می رسیم. خانم های پیر و جوان بساط لحاف و تشک هایشان را کنار آب پهن کرده اند و با تمام قوا مشغول شست وشو و تمیزکاری هستند. دارند برای تازه عروس جمعشان تقلا می کنند. دختر جوانی که وقتی به او اشاره می کنند از شرم سرخ می شود و سرش را می اندازد پایین. هندوانه داخل آب و چای زغالی کنار دستشان هم عیششان را حسابی تکمیل کرده است. کودکانشان هم مثل تیرهایی که از چله کمان رها شده اند دارند نهایت استفاده را از شرایط می کنند. دورتر هم که می شویم هنوز صدای شالاپ شالاپ آب بازی شان به گوش می رسد. این طور که اهالی روستا می گویند دامداری یکی از شغل های اساسی مردم روستای مراغه به حساب می آید و گذران زندگی حجم کثیری از ساکنان روستا از طریق پرورش دام محقق می شود.

 

چطور برویم؟
روستاهای چرم، مراغه، احمدآباد و همت آباد در میانه راه مشهد-فریمان جاخوش کرده اند. مشهدی ها برای رسیدن به این روستاها باید 40کیلومتر در جاده فریمان برانند و در منطقه «سنگ آتش» با مشاهده تابلوی راهنمای این روستاها به سمت راست بپیچند و 20کیلومتر دیگر ادامه مسیر دهند تا به دوراهی برسند. سمت راست دوراهی به سمت «چرم» و سمت چپ آن به سمت «تَنگَل مراغه» می رود. خوشبختانه از داخل روستای مراغه تا رسیدن به تنگل تابلوی راهنما به قد نیاز هست.

 

امکانات گردشگری چه دارد؟
اقامتگاه بوم گردی: ندارد
سوئیت: دارد
رستوران: تنها یک رستوران در روستای هدایت آباد وجود دارد
سرویس بهداشتی عمومی: دارد

 

روستای «چرم» نرم نرمک به سمت گردشگری می رود
برج و باروی استوارِ «چرم»، اولین چیزی است که به محض ورود به روستا توجه را به خود جلب می کند. چهار برجی که روزگاری چهار گوشه روستا را در بر گرفته بودند، امروز خود در میانه آن محصور شده اند. وارد بافت تاریخی روستا که شوید می توانید قد کشیدن ساختمان های جدید و قدیم را در کنار هم ببینید. ساختمانی که نیمی از آن زیر خاک رفته و نیم دیگرش همچنان زنده است، کنارِ خانه نوسازِ کج و کوله، چونان پیری خمیده در کنار یک جوان بدتیپ است. آن سوتر پرده های گلدار پشت پنجره خانه ای روی برج قدیمی روستا، حکایت زندگی از روزگاران دور، تا به امروز را روایت می کنند.
درباره قدمت بافت تاریخی روستای چرم، تحقیق چندانی نشده است، اهالی می گویند از زمانی که ما به یاد داریم این برج و بارو بوده است. برخی هم قدمت آن را به دوران قاجار برمی گردانند. صحبت از خانه های قدیمی که می شود، یکی از اهالی چرم ما را به تماشای خانه قدیمی اش دعوت می کند، خانه که چه عرض کنیم تنها چهار دیوار بدون سقف به جا مانده است. البته که همین چهار دیوار با ضخامت 6متر و انواع طاق و طاقچه ای که رویش حک شده است، حکایت از روزگار پرشکوه خانه دارد. از چرایی خراب شدن خانه که می پرسیم، می گوید: «خودم خراب کردم، می خواهم جایش مرغداری بسازم.» وقتی از زیبایی های چهار دیواری باقی مانده و پنجره هایی که رو به باغی سرسبز باز می شود می گوییم و از استعداد این خانه در تبدیل شدن به اقامتگاه بوم گردی می شنود می گوید: «کسی این چیزها را به ما نگفته بود. حالا دیر است؟»
ثبت نشدن برج و باروی دست کم دویست ساله این روستا در فهرست میراث ملی کشور، خود حدیثی مفصل از بی توجهی به این میراث زیباست. با این حال همت یکی از ساکنان قدیمی روستای چرم، برای ایجاد باغ پرندگان، اقامتگاه بوم گردی، مزرعه، دریاچه پرورش ماهی و البته حمایت های میراث فرهنگی و سایر نهاد ها امیدها را به آینده ای نه چندان دور می برد شاید که «چرم» نیز در فهرست روستاهای گردشگرپذیر بنشیند