دانش آموخته جغرافیا
اواخر دهه شصت شهردار کلات بود
آن روزها شهردار بودن منصبی فوق العاده بود، تواضع مثال زدنی اش آنقدر زبانزد بود که بنام الگوی اخلاق می شناختمش نه شهردار، کم نظیر مهربان بود، بعدها برای ادامه تحصیل در رشته جغرافیا از کلات نادری بارسفر بست و
چندی بعد در شهرداری فریمان به معاونت شهرداری و سرپرستی شهرداری تا هنگام بازنشستگی خدمت کرد
خدمت صادقانه و مردمی بودنش را پس از گذشت حدود ۱۲ سال از بازنشستگی اش امروز چشمهای باران زده و هق هق های جانگداز دوستان و همکارانش در مراسم تشییع وخاکسپاری گواهی دادند
مجالی برای گفتن خاطرات نیست، که سینه ام مالامال پژواک گفتگوهای مرحوم حسن طالب است از لحظه هایی که سنگ صبورش بودم
شعر و سرودن نیز خلوتگاه او با دفتر و و قلم بود تا آنچه در درون پاکیزه اش داشت را مهمان صفحه سپید کاغذ کند
برای پیاده کردن بعضی سروده هایش باید به آرشیو فیلم های جشنواره ها و شب شعر هایی سرک می کشیدم که باهم بودیم
که نه حال دلم خوب است نه درین شب اول خانه ی ابدی اش مجالی دارم
چند بیتی بداهه نوشتم که تقدیم می کنم
خداوند رحمتش کناد
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
از ناگهانِ کوچه ی ما پر کشید و رفت
از خاندان کوچه ی ما پر کشید ورفت
صد مثنوی به وقت غزل ناسروده داشت
صبح از دهان کوچه ی ما پر کشید ورفت
با نردبان طول نگاهش به روی دوش
زیبا زبان کوچه ی ما پر کشید ورفت
آویشنی به کافه ی شعرش نشسته بود
بومادران کوچه ی ما پر کشید و رفت
شهرم غریق شرجیِ نامهربانی است
این مهربانِ کوچه ی ما پرکشید ورفت
دُرنای بال وپر زده در عرصه هنر
از آسمان کوچه ی ما پر کشیدورفت
کمتر به پشت بام غزلها رسیده ام
چون نردبان کوچه ی ما پر کشید
شعرش قشنگ ویک سر وگردن شعور داشت
شعر زمان کوچه ی ما پر کشید و رفت
یادش گرامی باد
#علی_اکبر_مقدم
۱۴۰۱/۵/۶